اسكندر بيگ تركمان

649

تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )

ايل مذكور كه از اويماقات قزلباش بود و در قراباغ مسكن داشتند و در فترت روميه اطاعت روميان نموده مرتبه امارت و پاشائى يافته بود و جمعى ديگر از ايل شمس الدينلو و حاجيلر و غير ذلك بپايه سرير اعلى آمده ديگر باره فرق افتخار خود را بپوشيدن تاج و هاج دوازده ترك اثنى عشرى بفرقدين رسانيدند و پاشاى مذكور بلقب ارجمند خانى سرافراز شد و روز بروز شوكت و اقتدار پادشاهى ازدياد پذيرفتهء موجب اختلال روميان و مستحفظان قلعه ميگشت . ذكر رفتن الله ويرديخان بيگلربيگى فارس حسب الفرمان بر سر بغداد و مراجعت نمودن بدرگاه فلك بنياد [ 450 ] در سال گذشته از زمرهء آقايان بغداد ازون احمد پاشا كه بوفور رشد و كاردانى از ساير اعيان و اجناد سمت امتياز داشت با حاكمى كه از جانب خواندگار روم منصوب بود مخالفت نموده رقم حكومت عراق عرب بنام خود كشيده با عتبهء عليا شاهى در مقام اخلاص و هواخواهى درآمد و عرض نموده بود كه خطهء بغداد را به جهت اولياى دولت ابدى بنيان محافظت نموده‌ام و هر گاه موكب نصرت قرين بدينطرف آيد يا يكى از امراى نامدار بدين خدمت مأمور گردد بنده‌وار اطاعت فرمان قضا جريان نموده شهر و قلعه را مىسپارم در حين توجه رايات فيروزى نشان بصوب آذربايجان حكم همايون برين جمله بنفاذ پيوست كه الله ويردىخان امير الامرائى فارس با عساكر ظفر مآثر آن ولايت از راه شوشتر و حويزه بجانب بغداد رفته اگر از اطوار ازون احمد رايحهء صدق و اخلاصى بمشام هواخواهان رسيده بوعده وفا نمايد بحراست آن ولايت پردازد و الا بمقتضاى وقت عمل نمايد . اللّه ويرديخان حسب الفرمان قضا توأمان با لشكرهاى فارس و كوه گيلويه و خوزستان از راه عربستان و لرستان بجانب بغداد در حركت آمد حسن خان استاجلو حاكم همدان و حسين خان حاكم لرستان با امراء و عساكر قلمرو عليشكر حسب الامر الاعلى بخان مشار اليه پيوسته مجموع دوازده هزار كس جنگى ترتيب يافته با قشون آراسته پيراسته بحوالى بغداد رسيدند . ابراهيم بيك نام شخصى را كه مدتى بود از بغداد شاهى سيون گشته بملازمت عتبهء علياء شاهى آمده در سلك غلامان درگاه منسلك بود برسالت نزد ازون احمد به شهر فرستاده او را بمواعيد دلپذير و نوازشات شاهانه مستظهر و اميدوار گردانيده پيغام دادند كه ما حسب الامر الاعلى بنابر وعدهء كه با منسوبان درگاه شاهى نموده بودى آمده‌ايم اگر بوعده وفا نمائى و كردار موافق گفتار باشد هر آينه در خدمت اشرف بحصول مقاصد و مطالب ارجمند معزز و سربلند گردى و الا آنچه در مشيت الهى رقم تقدير پذيرفته باشد بحيز ظهور آيد ازون احمد چون در امر حكومت فى الجمله استقلال پيدا كرده بود و اركان دولت عثمانى مصلحت وقت در اغماض و تغافل دانسته حكومت بغداد و امير الامرائى عراق عرب را به او گذاشته بودند در اينوقت خود را بهواخواهى دودمان آل عثمان ستوده با لشكر قزلباش در مقام خلاف درآمد كه بدين وسيله بنيان حكومت خود را در آن سلسله استحكام داده نقد را بنسيه ندهد بنابر آن ابراهيم بيك مذكور را كه پيام آورى بيش نبود بر خلاف قاعدهء زمانيان بقتل آورده لواى مخالفت مرتفع گردانيده و عاقبت بشآمت اين كردار زشت گرفتار آمده رسيد به او آنچه رسيد و پرتوى از آن سرگذشت در صحيفهء اول سال آينده خواهد يافت .